شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ - 23:17 - نجیب کوهستانی -
آخنده زاده محمد غلام متخلص به غلامی کوهستانیپنج پسر داشت،بنام های ذیل:آخنده زاده عبدالواهاب ،ملا عبدالمجید ،ملاعبدالحمید ؛ملا عبدالرشید وملا عبدالغنیپسران آخندازده عبدالوهاب: آخنده زاده غلام رضا وعبدالرازق خانملا عبدالمجید: یک پسر داشت بنام عبدالقیوم
پسران عبدالحمید: عبدالغفار؛ عبدالخسن و سیدخسن
عبدالرشید پسرندارد:
بعداز رحلت مرحومی آخنده زاده غلامی: پسر ارشد ایشان عبدالواهاب زادگاه اصلی خود را قریه آفتابچی را به قصد خمروبآ علیآ ترک کرده اند،در خمروبآ علیآ مسکن گزیدن .بنام قوم ملا خیل یاد می شوند،
قوم ملا خیل 60 جریب زمین زراعتی دراحتیار دارند،پیشه کاری شان ،زراعت،شغل آزاد ،ودر ادارت ملکی ونظامی افغانستان مشغول به کارهستند.
ملا عبدالقیوم اشعار آخنده زاده غلامی را به رشته تحریربشکل یک کتاب درآورده است.
در آن کتاب خاطرات غلامی ونبرد های میر مسجدی خان غازی و سایر مجاهدین کوهستان و پروان بر ضد دستگاه سلطنت مشترک شاه شجاع و مکناتن درج است.
ویک تعداد از اشعار آخنده زاده غلامی وآخنده زاده عبدالقیوم« توسط عبــدالغفــور غفـــوری كــوهســتانی»، از نزد پدربزرگانم گرفته شده.مرحوم غفوری این ادعا را داشت که با کمک دولت آن وقت اشعار غلامی را چاپ می کنم.اما متاسفانه از آن اشعار تا فعلا هیچ خبرنیست،نه تنها آن اشعار چاپ نشد.بلکه مفقودالاثر وبه خانواده ام تحویل داده نشد.زمانیکه من از این موضوع درین سالهای اخیر خبرشدم،چند مرتبه ای که با خانواده غفوری صاحب در تماس شدم،به گفته ای جناب عبدالبصیرغفوری . اشعار« توسط عبدالغفورغفوری» به خانواده میرمسجدی خان در ولایت پروان قریه ده قاضی تحویل داده شده است.زمانیکه میخواستم پروان قریه ده قاضی نزد خانواده غازی میرمسجدی خان شهید بروم تا افتخار آشنایی باخانواده غازی میر مسجدی خان را داشته باشم وهمچنان در مورد اشعار غلامی صاحب از خانواده ایشان پرس جوکنم..اما متاسفانه این اتفاق نه افتاد طعبیت سرنوشت ما را به جای های دیگر کشاند،که از همه چیز دورشدم،شوربختانه از طریفه خسروی صاحب بزرگوار که یکی از فامیلهای غازی میر مسجدی خان است.خبر شدم که یک تعداد ازاشعار غلامی صاحب نزد ایشان است. مطمئن ام که جایی اشعار امن است. بر ماست که با زنده نگه داشتن این گوهرهای تابناک که یکی از کارنامه های بزرگ ملی است. که به حیث حماسه فنا ناپذیر در تاریخ قرن نزدهم جایگاه ویژه دارد...
نوت:ناگفته نماند که آخنده زاده عبدالقیوم هم شاعراست. سردوه هایش، عرفانی وفلسفی است.
دوستی نزدیک که با استاد عبدالغفورغفوری داشت بنا به دلیلی اشعار مفقودالاثراست...
ارسالی فیصل شمالی
چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ - 0:29 - نجیب کوهستانی -
دردى دارم در سينه سخن عيان مى نويسم
به خويشتن مى بالم و فخر نياكان مى نويسم
پر شكوه تاريخ مردان خراسان خوانده ام
ز عيارى تاجيكان حماسه و داستان مى نويسم
فرهنگ كهن داريم و پاكيم و فرزانه سرشت
نبرد رستم و سهراب آن عياران مى نويسم
رفتار و پندار و كردار نيك هست در ضمير ما
افكار نياكان در دفتر انسان مى نويسم
جشن جمشيدى نوروز خوشى هاى هر خانه ما
سفره و هفت ميوه و شربت دهان مى نويسم
طرب و ترانه خوانى و عشق هست در مزاج ما
آموخته ز فردوسى قند پارسى ز جان مى نويسم
بيگانه جوييد ز چشمه سار خورشيد ما
علم و معرفت و من اين را عريان مى نويسم
شد كاخ نشين باديه نشين ز راست و صداقت ما
مهين فروشان قرن اند اين هم بيان مى نويسم
اين كرانه نياكان نيست جاى باديه نشينان
ملك نجيب زاده گان هست ز نياكان مى نويسم
ما را درياى معرفت در جهان باشد و سپس
نه قصه بيجا، خزانه پهنان مى نويسم
درفش دانش هست نماد تاريخ اين سر زمين
سوگند به يزدان كه اين به نسل جوان مى نويسم
نويسم ز مولانا، رابعه، خيام و عشقرى
هم ز پورسينا و هم مخفى بدخشان مى نويسم
نزنم تازيانه مادر و خواهر و دختر خويش
موجود مقدس اند ز فرشتگان مى نويسم
نجیمی : لندن
سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ - 14:33 - نجیب کوهستانی -
دو قریه مشهور و بزرگ شهرداری کلکان قریه کاروان سرای ( آقا سرای امروزی ) و قریه بازاری در مسیر راه تاریخی ابریشم که در آن امتعه و اموال تجارتی هندوستان و چین به آسیای میانه و از آسیای میانه به هندوستان و چین انتقال داده میشد, قرار دارد. یکی از ایستگاه ها و محل توقف کاروان های تجارتی راه ابریشم در جریان سفر شان از هندوستان و چین به آسیای میانه و بر عکس از آسیای میانه به سوی هندوستان و چین قریه کاروان سرای ( آقا سرای امروزی) ولسوالی کلکان بود که در آن جا کاروان های تجارتی چندین روز استراحت نموده و بعد به سفر شان ادامه میدادند. در قریه بازاری شهرداری کلکان یک چشمه آب وجود دارد که کاروان های تجارتی از آنجا آب آشامیدنی برای خود و مواشی شان تهیه می نمودند. تاجران هندی که جز کاروان های تجارتی در راه ابریشم بودند, با توجه به موقعیت خاص این چشمه که در مسیر راه ابریشم واقع شده بود و یکی از محلات بود که کاروان های تجارتی در آن جا استراحت می کردند, چند دوکان در نزدیک چشمه مذکور ساختند و در آنجا تمام نیازمندی های که کاروان سرای ها برای ادامه سفر شان به آن نیاز داشتند را آوردند و نام این بازار کوچک را که متشکل از چند دوکان بود بنگیالک ( بنگیال کوچک) نامیدند, (بنگیال یکی از شهر های بزرگ و تجارتی هندوستان می باشد). بازار مذکور روز به روز بزرگتر شده رفت و در آن مواد غذائی, کوره های آهنگری, نعل نمودن مواشی وغیره پیدا میشود, بازار بنگیالک بر علاوه این که تمام نیازمندی های افراد کاروان های تجارتی را مرفوع می ساخت حتی نیازمندی های حوزه کوهدامن را نیز مرفوع میساخت. بازار مذکور روی همرفته از بنگلیالک امروز بنام بنگولک یاد میشود. وجه تسمیه ولسوالی کلکان: در رابطه به وجه تسمیه کلکان سه نظر وجود دارد. 1 – در کلکان یک بازار بود بنام بازاری که در آن جا تمام نیازمندی های مردم کوهدامن و تمام تجهیزات که برای کاروان های تجارتی برای سفر نیاز بود از قبیل مواد خوراکه, پوشاک, کوره های آهنگری , زین و نعل نمودن آسپ ها وغیره در آن جا مرفوع می شد از آن خاطر این بازار را بنام کُلکان (ذخیره گاه همه چیز) یاد کردند. به مرور زمان کُلکان آهسته آهسته روی همرفته به کَلکان تبدیل شد. 2- کلمه کلکان, کلمه ترکی بوده و معنی آن صلحشور, شجاع , دلاور و آزادی خواه می باشد, کلمه که بر اهالی و مردم همین مرز و بوم صدق می کند. نام این منطقه را کَلکان گذاشتند. 3_ دو برادر بنام های عبدالله خان و محـمد علی خان برای اولین کسانی بودند که در کَلکان مسکن گزین شدند, چون این ساحه دارای آب و هوای خوب و زمین های حاصل خیز بود , نام این منطقه را کُلکان (ذخیره گاه همه چیز) گذاشتند. ناگفته نماند که عبدالله خان فعلاً در ولسوالی کلکان در یکی از دوکان های بازار کلکان مدفون میباشد و برادرش محمـد علی خان در ولسوالی بگرام ولایت پروان مدفون است که فعلاً بازاری هم به نامش ( بازار محمـد علی ) مسمی شده است . ناگفته نماند که کَلکان نه تنها نام یکی از ولسوالی های چهارده گانه کابل است, بلکه نام چندین روستا و شهر در کشور ایران, کشور ترکیه و کشور های آسیای میانه نیز میباشد. موقعیت و حدود جغرافیایی ولسوالی کلکان : ولسوالی کلکان یکی از هفت ولسوالی های کوهدامن می باشد که در 30 کیلومتری شمال کابل و قلب کوهدامن موقعیت دارد, ولسوالی کلکان دارای 343 کیلومتر مربع مساحت بوده و از سطح بحر 1613 متر ارتفاع دارد. ولسوالی کلکان از طرف شمال به ولسوالی قره باغ, از طرف جنوب به ولسوالی میربچه کوت, از طرف شرق با ولسوالی ده سبز و از غرب با ولسوالی فرزه هم سرحد می باشد, در قسمت جنوب شرق با ولسوالی شکردره و در قسمت شمال غرب با ولسوالی استالف کوهدامن هم سرحد میباشد. اکثریت مردم آن پیشه دهقانی و مالداری دارند و مهمترین پیداوار زراعتی این ولسوالی انگور میباشد که به شکل تازه و خشک به بازار های داخلی و خارجی فرستاده میشود, بر علاوه انگور میوه های دیگر چون توت, چهار مغز , سیب, شفتالو به اندازه تولید میشود که در داخل ولسوالی به مصرف میرسد. جمعیت ولسوالی کلکان طبق آمار گرفته شده از ریاست ثبت و احوال نفوس ولسوالی کلکان نفوس آن به 81270 نفر می رسد. مرکز آن ده کلکان می باشد که یکی از قریه های پُر نفوس ولسوالی کلکان بوده که در قسمت مرکز کلکان موقعیت دارد. این ولسوالی در سالهای جنگ خسارات شدیدی دیده و زیر بنای این ولسوالی به کلی نابود شده است.
اوضاع بشري شهرستان کلکان : ازآغاز تاريخ بشري انسانها بحيث يك موجود اجتماعي دريك محدوده طبيعي به زنده گي پرداخته اند, براي حفظ بقاي خود از پديده هاي طبيعي كه براي شرايط زندگي بشر مساعد بوده از آنها به خوبي استفاده و استقبال صورت ميگرفت. و آنچه مخالف ميل ايشان قرار ميگرفت با وسايل دست داشته خود آن را به ميل و آرزوي خود تغير ميدادند. به اين ترتيب موضوع تأثيرانسانها بالاي طبيعت و از طبيعت بالاي انسان و هم تأثير متقابل بين خود انسانها بميان می آید، تفاهم بين يكديگر ازجمله عوامل عمده به شمار ميرود. ولسوالي کلکان داراي 80 فيصد زمين های هموار در دامنه کوه های هندوکش غربی قرار دارد که داراي آبهاي زیر زمینی شيرين فراوان , داراي تپه هاي سر سبز تاريخي و زمين هاي پر خاك و حاصل خيز میباشد, اين موقعيت مناسب جغرافياي درطول تاريخ زمينه مساعد را براي استقرار و تمركز نفوس بشر فراهم نموده است. عوامل وپديده های كه در ازدياد نفوس اين منطقه رول مهم دارد عبارت اند از ساختمان اراضي، خاكهای حاصل خيز ،اقليم مناسب، موقعيت مناسب، مسايل اجتماعی وغيره عوامل اند كه در كثرت نفوس این منطقه رول مهم و با ارزش داشته و باعث بميان آمدن نهادهای گوناگون وايجاد هم آهنگی همه جانبه ميان اين مردم محل گرديده و در رشد و فرهنگ ،ثقافت ،رسم ورواج مردم تشريك مساعی به خرچ داده باعث ازدياد نفوس اين ساحه میگردد. در منطقه مذكور عوامل چون دين،عقيده،مذهب،نژاد،مليت همه وجود داشته وباشنده گان آن بصورت عموم پيرو دين اسلام و مذهب حنفی می باشند. نا گفته نماند که در گذشته ها مردم اهل هنود نیز در ولسوالی کلکان زنده گی می کردند و یکی از بزرگترین معابد شان در قریه آقا سرای ولسوالی کلکان موقعیت داشت, با استناد روایت بزرگان حتی زایرین هندی از هندوستان و سایر نقاط جهان به خاطر زیارت معبد که در قریه آقا سرای قرار داشت می امدند. بنابر تجاوز قشون سرخ شوروی و جنگ های داخلی همه اهل هنود از این ولسوالی به داخل شهر کابل و حتی به خارچ از کشور مسافر شدند. همین اکنون آثار معابد شان و محل که برای سوختاندن اجساد شان بود به وضاحت دیده میشود در حدود اضافه تر از %80 مردم ولسوالی کلکان بزبان دری صحبت می کند و از نژاد آريای و ملت تاجيك ميباشد و متباقی %20 آن به زبان پشتو صحبت می کنند. درين ولسوالی تعداد افراد فعال نسبت به افراد غیر فعال بيشتر ميباشد واين اكثريت در بعضی عوامل نهفته است كه ذيلا تشريح ميگردد. 1- مصروفیت در باغ داری 2- مصروفیت در مالدری 3- مصروفیت در کوره های داش خشت 4- شغل آزاد ( دوکان داری و تجارت) 5- مصروفیت در ادارات دولتی و خصوصی
تصاویر از مصروفیت مردم در داش های خشت ولسوالی کلکان (گرفته شده توسط « محمـد اجمل دانش » ) نــفــــوس: ولسوالی کلکان با در نظرداشت موقعیت خاص جغرافیای و موجودیت آب که از عوامل موثر در تراکم نفوس یک منطقه میباشد دارای 81270 نفر نفوس میباشد. بیشترین نفوس این ولسوالی در نزدیک شاهراه بزرگ کابل - مزار, در سواحل دریاها، کنارچشمه ها و کاریزها نسبت به سایر جاها تا اندازه زیاد نفوس بیشری را بخود جلب کرده است.
خاصتآ حصص وسطی و سفلی دریاها، کاریزها، چاه ها و چشمه ها که در تجمع نفوس از سالهای خیلی قدیم به این طرف نقش بارز داشته است و تراکم نفوس بشری را در این نقاط می توان به وضاحت نسبت به سایر نقاط مشاهده کرد, که از آن جمله شبکه های دریا نسبت به همه مهمتر می باشد. مثلآ در سواحل دریای شکردره که از ولسوالی شکردره کوهدامن سر چشمه گرفته و از ولسوالی کلکان میگذرد و از زمان ورود به ولسوالی کلکان بنام دریای کلکان یاد میشود و با یکی از معاونین آن که از ولسوالی ده سبز سرچشمه می گیرد در منطقه دو او وه (دو آب ) کلکان با هم وصل میشود و بلاخره با دریا های چمچه مست و قره باغ وصل شده و در ساحه سروبی با دریای کابل وصل گردیده و سرانجام به دریای سند میریزد. چندین قریه ولسوالی کلکان چون قریه صوفیا, بونیه قره (کلمه ترکی بوده و به معنی باغ سیاه میباشد), و قریه چار توت در سواحل این دریا بنا گردیده است. که صد ها جریب زمین این شهرستان رانیز آبیاری میکند.
تصویری از دریای کلکان در ساحه دهنه عشرت خان (رود ) اکثریت باشنده گان قریه های مذکور در کنار دریا نَور (بند های مصنوعی) می سازند و مرغ آبی های مهاجر که از مناطق سرد سیر به مناطق گرم سیر مهاجرت می کنند را شکار می کننتصویر از نَور (بندهای که برای شکار مرغ آبی ها ساخته شده است) یگانه عامل تراکم نفوس دراین منطقه عامل زراعتی بودن آن است که باعث تجمع و تمرکز نفوس در این منطقه گردیده است. نفوس ولسوالی کلکان نظربه شرایط مساعد اقلیمی وموقعیت مناسب جغرافیای آن رو به انکشاف است. محقق و نویسنده محمـد اجمل دانش