جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ - 11:51 - نجیب کوهستانی -
ابوریحان " بیرونی" کاشف قاره امریکا
ابوریحان محمد فرزند احمد بیرونی ، ریاضی دان، اخترشناس وفیلسوف جلیل القدر خراسانی که درسال 362 ه.ق در"کاتح "کرانه دریایی (آمو) متولد ودرسال 440 ه.ق درغزنین وفات نمود.
ابوریحان بیرونی ازدانشمندان خراسانی درعلوم، حکمت، اخترشناسی وریاضی، تاریخ وجغرافیه مقام شامخ داشت.
نزد ابونصر منصور علم آموخت، درایام نو جوانی که از حلقه ی که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد، تا از ارتقاع خورشیدی نصف النهار را رصد کند که درطول تاریخ رصد نشده بود ، بیرونی گردش خورشید، گردش محوری زمین وجهات شمال وجنوب را دقیقن محاسبه وتعریف کرده است.
خورشید گرفتگی هشتم اپریل 1019 م را درکوه های لغمان رصد وبررسی کرد وماه گرفته گی سپمبر همین سال را درغزنه زیرمطالعه برد.
این متفکرشهیربا شناخت عقلانی ازگالیله 1544- 1642م ریاضی دان وفزیک دان ایتالیای به کروی بودن زمین پی برد.
بیرونی از هفده سالگی شکل کروی بودن زمین را که دارای قطر پنج متربوده ساخت ،او جمله ممالک شناخته شده آن وقت را همرا با شهر زادگاهش( کاتح) درسطح کره ترسیم وشناسای نمود.
به گمان اغلب این هم ازامکان دورنخواهد بود که تیوری ( کروی بودن زمین) که بار اول به وسیله یک نابغه خراسانی شناسای شده به اروپا رسیده باشد.
به قول ( مجله دانش تاریخی) منتشرشده به زبان آلمانی می نویسد:« ابوریحان بیرونی اگرحیات میداشت با دست آورد های شایسته ی علمی اش درعرصه های گوناگون وبه ویژه اخترشناسی بدون شک سزاوار اخذ جایزه الفرید نوبل ( 1894- 1833) میلادی میگردید.
وی اوایل عمر خودرا درکنف حمایت مامونیان معروف به خوارزم شاهیان گذرانید، در دستگاه آنان مرتبت بزرک وحرمت وافریافت وبا ابن سینا فیلسوف برجسته ،طبیب خراسان بزرک به مکاتبات تندی درباره ماهیت وانتقال گرما ونورنیزپرداخت وسپس چند سال در گرگان درپاره قابوس فرزند شمگیرو فرزند زیار( جلوس 433-388) ه.ق به سربرد وکتاب (الاثارالباقیه ) را به نام آن پادشاه تالیف کرد.
پس ازچندی به خوارزم بازگشت و در دربار ابوالعباس مامون مدتی بزیست وسلطان محمود غزنوی زمانیکه برآل سامان دست یافت بیرونی را درسال 408 ه.ق با چند تن ازفاضلان دربار خوارزم شاه به غزنین برد، درهندوستان 1017م درملازمت او بود.
بیرونی دقت اصابت نظر خویش را مدیون مطالعات فلسفی میدانست اما او درفلسفه پیر و روش متعارف عهد خویش یعنی آن روشی که به وسیله کندی ، فارابی و نظایرآن تحکیم وتدوین شده بود، نبود بلکه به باورهای ویژه وروش جداگانه وایرادات خود برارسطو ممتازاست.
بیرونی ستاره شناس، ریاضی دان وتاریخ دان بود، 13 سال درپنجاب هندوستان اقامت نمود او دراین مدت زمان با آموزش افکار فلسفی ، نجوم ، مذهب و زبان پرداخت.
بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفرکرد و درآن جاها اقامت گزید وعرض جغرافیای شهر هند را تعیین نمود او می نویسد: ( درزمانیکه درقلعه نندنه به سرمی برد، از لوحی درمجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. )
نیز روشن است که او زمانی زیادی درغزنه گذرانید، تعداد زیادی رصد خانه های ثبت شده یی که به واسطه او درآنجا صورت گرفته با رشته درگذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستان سال 398 آغاز می شود وما ه گرفتگی روز سی سنبله همان سال را نیز دربردارد.
او براصل اعتدالین وانقلابین درغزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلابزمستانی سال 400 ه.ق بود.
بیرونی اولین کسی بود که آثاری از زبان (سنسکرت) هندی را به زبان عربی ترجمه کرد، او دایره معلومات خودرا وسعت داد ومواد لازم را برای تالیف کتاب ( تحقیق مللهند) فراهم آورد.
پروفیسورادوارد ساخود سابق استاد دردانشگاه ( برلین) مترجم کتاب( بیرونی هندیا) درسال 1879 می نویسد:( بیرونی نه تنها یک خردمند، بل یک نابغه بود و درمدت زمان اقامتش درهندوستان تمام اشکال شعور اجتماعی و رویکردهای فکری آن سرزمین را اعم از فلسفه ، مذهب، ادبیات، جغرافیا، تاریخ شناسی ، اخترشناسی ، قانون وغیره موضوعات را ، دقیق آموخت بازشناسی وبیان کرد.
پروفیسورساخود تاکید می کند که در800 سال بعد بیرونی تاکنون هیچ کسی نتوانسته با این وسعت اندیشه دست آورد علمی داشته باشد.)
دانشنامه علوم- چاپ مسکو، ابوریحان بیرونی را همه دانشمند همه قرون واعصار خوانده است.
دربسیاری از کشورها نام بیرونی را بردانشگاه ها ، دانشکده ها و تالار کتابخانه نهاده ولقب ( استاد جاودانه ) به او داده اند.
شمارآثاروی ازمقاله یا رساله وکتاب موجود یا مفقود آنچه بیرونی نوشته است( 160 ) عنوان می شود، اگرمجموع ( 25) رساله از استادش ابونصر فراهی و دوستش ابو سهل مسیحی را هم که هردو بنام کرده اند وخود درآثارش آورده بیفزایم ، روی هم بین (185) اثر موسوم به نام بیرونی یاد گردیده است.
بیرونی این دانشمند ونابغه خراسانی ، صورتی از مولفات خود را تا سال 427ه.ق که مصادف با 65 سال زندگانی او بود که شامل 113 کتاب است، بدون شک از آثاری علمی که درفوق ذکرشد او درشوق مختلف حیات اجتماعی وطبیعی به زبان فارسی، هندی و عربی ازخود به جا گذاشت، براستی که یک شترهم از انتقال آن عاجز است.
نظریات بیرونی پیرامون کشف قاره امریکا:
ابوریحان بیرونی اولین کسی بود که به قوه علم وفراست ذاتی وجود سرزمین را حدس زده که چند قرن بعد از او درسال 1492م و 897 ه.ق به نام قاره امریکا کشف شد.
ابوریحان درکشف سهم مهم وقابل توجهی دارد، پیش گامان همه معتقد بودن که بخش خشکی معموروقابل سکونت وفراست حدس زد واعتقاد داشت که در ربع شمالی دیگر یا در نیم کره جنوبی زمین یعنی درنقطه مقابل مقاطر ربع شمالی که فقط آن را مسکون ومعمور میدانستند نیز خشکی وجود دارد و دو ربع دیگر کره زمین را آب دریا فرا گرفته و و جود همین دریاها بین دوقاره جدایی انداخته ومانع درارتباط دوقسمت خشکی بایک دیگرشده است.
گفته های این دانشمند در دوجای کتاب ارزشمند(ماللهند) ثبت وبحث شده است ونیز درکتاب ( تحدیدنهایات الامکان) که تاریخ تحریرش در 904 ق است دراین باره که آیا نیم کره جنوبی زمین نیز خشکی قابل عمارتی هست بحث مفصل کرده است.
باری خشکی مقاطر با ربع شمال که ابوریحان حدس زده بود با همان سرزمین منطبق می شود که واقع بین دو اقیانوس اطلس واقیانوس آرام است وپس از 462 توسط کرستف کلمب کشف شدوآنرا( امریکا) نامیدند.
کرستف کلمب چنانکه معلوم ومعروف است از روی قواعد واطلاعات وبصیرت علمی آن قاره را کشف نکرده چرا که اصلن از وجود چنین سرزمینی آگاهی نداشت واحتمال آنرا هم نمیداد وبه طوریکه گفته اند او مقصد هندوستان سفرکرده بود و دراثر اتفاقاتی که رخ داد، از آن قاره سر در آورد که آنرا هیچ نمی شناخت، اما ابوریحان از روی قواعدی متقن بصیرت علمی وبه وجود چنین سرزمینی پی برده وآنرا درپنچ قرن پیش از کرستف کلمب ، صریح و واضع خبرداده است.
پس درود به این دانشمند وفیلسوف شایسته ودرود به تمام خردمندان آریایی نژاد سرزمین خراسان بزرک که با علم، دانش و خرد خود به جهان بشریت ادای خدمت نموده ومینمایند.
که با عث سرفرازی، افتخار وعزت همه شهروندان متساوی الحقوق کشور امروزی ما میباشند.
دراخیرناگفته نباید گذاشت که بیرونی گردش محوری زمین را وجهات شمال وجنوب را دقیقن محاسبه وتعریف کرده است.
ابوریحان محمد فرزند احمد بیرونی ، ریاضی دان، اخترشناس وفیلسوف جلیل القدر خراسانی که درسال 362 ه.ق در"کاتح "کرانه دریایی (آمو) متولد ودرسال 440 ه.ق درغزنین وفات نمود.
ابوریحان بیرونی ازدانشمندان خراسانی درعلوم، حکمت، اخترشناسی وریاضی، تاریخ وجغرافیه مقام شامخ داشت.
نزد ابونصر منصور علم آموخت، درایام نو جوانی که از حلقه ی که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد، تا از ارتقاع خورشیدی نصف النهار را رصد کند که درطول تاریخ رصد نشده بود ، بیرونی گردش خورشید، گردش محوری زمین وجهات شمال وجنوب را دقیقن محاسبه وتعریف کرده است.
خورشید گرفتگی هشتم اپریل 1019 م را درکوه های لغمان رصد وبررسی کرد وماه گرفته گی سپمبر همین سال را درغزنه زیرمطالعه برد.
این متفکرشهیربا شناخت عقلانی ازگالیله 1544- 1642م ریاضی دان وفزیک دان ایتالیای به کروی بودن زمین پی برد.
بیرونی از هفده سالگی شکل کروی بودن زمین را که دارای قطر پنج متربوده ساخت ،او جمله ممالک شناخته شده آن وقت را همرا با شهر زادگاهش( کاتح) درسطح کره ترسیم وشناسای نمود.
به گمان اغلب این هم ازامکان دورنخواهد بود که تیوری ( کروی بودن زمین) که بار اول به وسیله یک نابغه خراسانی شناسای شده به اروپا رسیده باشد.
به قول ( مجله دانش تاریخی) منتشرشده به زبان آلمانی می نویسد:« ابوریحان بیرونی اگرحیات میداشت با دست آورد های شایسته ی علمی اش درعرصه های گوناگون وبه ویژه اخترشناسی بدون شک سزاوار اخذ جایزه الفرید نوبل ( 1894- 1833) میلادی میگردید.
وی اوایل عمر خودرا درکنف حمایت مامونیان معروف به خوارزم شاهیان گذرانید، در دستگاه آنان مرتبت بزرک وحرمت وافریافت وبا ابن سینا فیلسوف برجسته ،طبیب خراسان بزرک به مکاتبات تندی درباره ماهیت وانتقال گرما ونورنیزپرداخت وسپس چند سال در گرگان درپاره قابوس فرزند شمگیرو فرزند زیار( جلوس 433-388) ه.ق به سربرد وکتاب (الاثارالباقیه ) را به نام آن پادشاه تالیف کرد.
پس ازچندی به خوارزم بازگشت و در دربار ابوالعباس مامون مدتی بزیست وسلطان محمود غزنوی زمانیکه برآل سامان دست یافت بیرونی را درسال 408 ه.ق با چند تن ازفاضلان دربار خوارزم شاه به غزنین برد، درهندوستان 1017م درملازمت او بود.
بیرونی دقت اصابت نظر خویش را مدیون مطالعات فلسفی میدانست اما او درفلسفه پیر و روش متعارف عهد خویش یعنی آن روشی که به وسیله کندی ، فارابی و نظایرآن تحکیم وتدوین شده بود، نبود بلکه به باورهای ویژه وروش جداگانه وایرادات خود برارسطو ممتازاست.
بیرونی ستاره شناس، ریاضی دان وتاریخ دان بود، 13 سال درپنجاب هندوستان اقامت نمود او دراین مدت زمان با آموزش افکار فلسفی ، نجوم ، مذهب و زبان پرداخت.
بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفرکرد و درآن جاها اقامت گزید وعرض جغرافیای شهر هند را تعیین نمود او می نویسد: ( درزمانیکه درقلعه نندنه به سرمی برد، از لوحی درمجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. )
نیز روشن است که او زمانی زیادی درغزنه گذرانید، تعداد زیادی رصد خانه های ثبت شده یی که به واسطه او درآنجا صورت گرفته با رشته درگذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستان سال 398 آغاز می شود وما ه گرفتگی روز سی سنبله همان سال را نیز دربردارد.
او براصل اعتدالین وانقلابین درغزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلابزمستانی سال 400 ه.ق بود.
بیرونی اولین کسی بود که آثاری از زبان (سنسکرت) هندی را به زبان عربی ترجمه کرد، او دایره معلومات خودرا وسعت داد ومواد لازم را برای تالیف کتاب ( تحقیق مللهند) فراهم آورد.
پروفیسورادوارد ساخود سابق استاد دردانشگاه ( برلین) مترجم کتاب( بیرونی هندیا) درسال 1879 می نویسد:( بیرونی نه تنها یک خردمند، بل یک نابغه بود و درمدت زمان اقامتش درهندوستان تمام اشکال شعور اجتماعی و رویکردهای فکری آن سرزمین را اعم از فلسفه ، مذهب، ادبیات، جغرافیا، تاریخ شناسی ، اخترشناسی ، قانون وغیره موضوعات را ، دقیق آموخت بازشناسی وبیان کرد.
پروفیسورساخود تاکید می کند که در800 سال بعد بیرونی تاکنون هیچ کسی نتوانسته با این وسعت اندیشه دست آورد علمی داشته باشد.)
دانشنامه علوم- چاپ مسکو، ابوریحان بیرونی را همه دانشمند همه قرون واعصار خوانده است.
دربسیاری از کشورها نام بیرونی را بردانشگاه ها ، دانشکده ها و تالار کتابخانه نهاده ولقب ( استاد جاودانه ) به او داده اند.
شمارآثاروی ازمقاله یا رساله وکتاب موجود یا مفقود آنچه بیرونی نوشته است( 160 ) عنوان می شود، اگرمجموع ( 25) رساله از استادش ابونصر فراهی و دوستش ابو سهل مسیحی را هم که هردو بنام کرده اند وخود درآثارش آورده بیفزایم ، روی هم بین (185) اثر موسوم به نام بیرونی یاد گردیده است.
بیرونی این دانشمند ونابغه خراسانی ، صورتی از مولفات خود را تا سال 427ه.ق که مصادف با 65 سال زندگانی او بود که شامل 113 کتاب است، بدون شک از آثاری علمی که درفوق ذکرشد او درشوق مختلف حیات اجتماعی وطبیعی به زبان فارسی، هندی و عربی ازخود به جا گذاشت، براستی که یک شترهم از انتقال آن عاجز است.
نظریات بیرونی پیرامون کشف قاره امریکا:
ابوریحان بیرونی اولین کسی بود که به قوه علم وفراست ذاتی وجود سرزمین را حدس زده که چند قرن بعد از او درسال 1492م و 897 ه.ق به نام قاره امریکا کشف شد.
ابوریحان درکشف سهم مهم وقابل توجهی دارد، پیش گامان همه معتقد بودن که بخش خشکی معموروقابل سکونت وفراست حدس زد واعتقاد داشت که در ربع شمالی دیگر یا در نیم کره جنوبی زمین یعنی درنقطه مقابل مقاطر ربع شمالی که فقط آن را مسکون ومعمور میدانستند نیز خشکی وجود دارد و دو ربع دیگر کره زمین را آب دریا فرا گرفته و و جود همین دریاها بین دوقاره جدایی انداخته ومانع درارتباط دوقسمت خشکی بایک دیگرشده است.
گفته های این دانشمند در دوجای کتاب ارزشمند(ماللهند) ثبت وبحث شده است ونیز درکتاب ( تحدیدنهایات الامکان) که تاریخ تحریرش در 904 ق است دراین باره که آیا نیم کره جنوبی زمین نیز خشکی قابل عمارتی هست بحث مفصل کرده است.
باری خشکی مقاطر با ربع شمال که ابوریحان حدس زده بود با همان سرزمین منطبق می شود که واقع بین دو اقیانوس اطلس واقیانوس آرام است وپس از 462 توسط کرستف کلمب کشف شدوآنرا( امریکا) نامیدند.
کرستف کلمب چنانکه معلوم ومعروف است از روی قواعد واطلاعات وبصیرت علمی آن قاره را کشف نکرده چرا که اصلن از وجود چنین سرزمینی آگاهی نداشت واحتمال آنرا هم نمیداد وبه طوریکه گفته اند او مقصد هندوستان سفرکرده بود و دراثر اتفاقاتی که رخ داد، از آن قاره سر در آورد که آنرا هیچ نمی شناخت، اما ابوریحان از روی قواعدی متقن بصیرت علمی وبه وجود چنین سرزمینی پی برده وآنرا درپنچ قرن پیش از کرستف کلمب ، صریح و واضع خبرداده است.
پس درود به این دانشمند وفیلسوف شایسته ودرود به تمام خردمندان آریایی نژاد سرزمین خراسان بزرک که با علم، دانش و خرد خود به جهان بشریت ادای خدمت نموده ومینمایند.
که با عث سرفرازی، افتخار وعزت همه شهروندان متساوی الحقوق کشور امروزی ما میباشند.
دراخیرناگفته نباید گذاشت که بیرونی گردش محوری زمین را وجهات شمال وجنوب را دقیقن محاسبه وتعریف کرده است.

<iframe src="https://www.facebook.com/video/embed?video_id=489810077733960" width="640" height="360" frameborder="0"></iframe><!--- Start Code Add-Social By www.avazak.ir --->